ورود    
 + ثبت نام
کاربران روی خط
20 کاربر آن‌لاين است (4 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت اخبار)

عضو: 0
مهمان: 20

ادامه...
تبلیغات
RSS Feed

(1) 2 »
مطالب جالب و سودمند : شاد بودن، تنها انتقامی است که میتوان از زندگی گرفت
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۹۰/۱/۲۸ ۵:۰۹:۰۹ (2188 بار خوانده شده)

دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت . دندان هایی نامتناسب با گونه هایش ،موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره . روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد ، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند . نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت .او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید :

 

میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟

یک دفعه کلاس از خنده ترکید ...

بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند . اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای درمیان همه و از جمله من پیدا کند :

اما بر عکس من ، تو بسیار زیبا و جذاب هستی .

او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند .

او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود . به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و ... . به یکی از دبیران ، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود . آری ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد . مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز دنیا ! و حق هم داشت . آشپزی خواهرم حرف نداشت و من از این تعجب کرده بودم که او توی هفته اول چگونه این را فهمیده بود .

سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و  بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم .

5 سال پیش وقتی برای خواستگاری اش رفتم ، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش میدانستم و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت :

 

برای دیدن جذابیت یک چیز ، باید قبل از آن جذاب بود !

در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم . دخترم بسیار زیبا ست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند

روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست ؟

همسرم جواب داد :

من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم .

 

و مادرم روز بعد نیمی از دارایی خانواده را به ما بخشید . شاد بودن، تنها انتقامی است که میتوان از زندگی گرفت

 

آیا می دانید این داستان از کیست ؟

ارنستو چه گوارا

ارزش: 9.00 (7 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - نظر
مطالب جالب و سودمند : فرهنگ واژگان اصفهانی به انگلیسی
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۹۰/۱/۳ ۹:۵۶:۲۲ (2571 بار خوانده شده)

:Esfahan – English Dictionary

Take :Besoon

Stand up : Vakhi

How much? : Chaghaze

Did you take? : Essedi

Just now : Jakh taaze

Waht is wrong with you? : Hoy Chedes

Crow : Ghelaghe

Fish : Maay

Collect : Zaft, Varchin

.Round : Gombeli, Gerdali

.Ugly : Akele, Eikbiri

.Lizard : Marmali

.Like this : Hanchini, Ei rangi

.Unacceptable : Nekbeti

.Wood : Choogh

.Chicken : Choori

.Rivulet : Madi

.scrappy=velo vadera,pare pore

.old=var cholozide
.hurt=sok var kardan
.harry up=jald bash

ارزش: 9.00 (2 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - نظر
مطالب جالب و سودمند : قدرت بخشش
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۸۹/۱۲/۲۷ ۱۹:۱۰:۰۰ (1666 بار خوانده شده)

بانوى خردمندى در كوهستان سفر مى كرد كه سنگ گران قیمتى را در جوى آبى پیدا كرد. روز بعد به مسافرى رسید كه گرسنه بود.
بانوى خردمند كیفش را باز كرد تا در غذایش با مسافر شریك شود. مسافر گرسنه، سنگ قیمتى را در كیف بانوى خردمند دید، از آن خوشش آمد و از او خواست كه آن سنگ را به او بدهد.زن خردمند هم بى درنگ، سنگ را به او داد.
مسافر بسیار شادمان شد و از این كه شانس به او روى كرده بود، از خوشحالى سر از پا نمى شناخت. او مى دانست كه جواهر به قدرى با ارزش است كه تا آخر عمر، مى تواند راحت زندگى كند، ولى چند روز بعد، مرد مسافر به راه افتاد تا هرچه زودتر، بانوى خردمند را پیدا كند.
بالاخره هنگامى كه او را یافت، سنگ را پس داد و گفت:خیلى فكر كردم. مى دانم این سنگ چقدر با ارزش است، اما آن را به تو پس مى دهم با این امید كه چیزى ارزشمندتر از آن به من بدهى. اگر مى توانى، آن محبتى را به من بده كه به تو قدرت داد این سنگ را به من ببخشى

ارزش: 4.00 (1 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - نظر
مطالب جالب و سودمند : انرژی مثبت
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۸۹/۱۲/۲۵ ۱۹:۱۰:۰۰ (908 بار خوانده شده)

روزگاری مرید ومرشدی خردمند در سفر بودند. در یکی از سفر هایشان در بیابانی گم شدند وتا آمدند راهی پیدا کنند شب فرا رسید. نا گهان از دور نوری دیدند وبا شتاب سمت آن رفتند. دیدند زنی در چادر محقری با چند فرزند خود زندگی می کند.آن ها آن شب را مهمان او شدند. واو نیز از شیر تنها بزی که داشت به آن ها د...اد تا گرسنگی راه بدر کنند.

روز بعد مرید و مرشد از زن تشکر کردند و به راه خود ادامه دادند. در مسیر، مرید همواره در فکرآن زن بود و این که چگونه فقط با یک بز زندگی می گذرانند و ای کاش قادر بودند به آن زن کمک می کردند،تا این که به مرشد خود قضیه را گفت.مرشد فرزانه پس از اندکی تامل پاسخ داد:"اگر واقعا می خواهی به آن ها کمک کنی برگرد و بزشان را بکش!".مرید ابتدا بسیار متعجب شد ولی از آن جا که به مرشد خود ایمان داشت چیزی نگفت وبرگشت و شبانه بز را در تاریکی کشت واز آن جا دور شد....سال های سال گذشت و مرید همواره در این فکر بود که بر سر آن زن و بجه هایش چه آمد.

روزی از روزها مرید ومرشد قصه ما وارد شهری زیبا شدند که از نظر تجاری نگین آن منطقه بود.سراغ تاجر بزرگ شهر را گرفتند و مردم آن ها را به قصری در داخل شهر راهنمایی کردند.صاحب قصر زنی بود با لباس های بسیار مجلل و خدم و حشم فراوان که طبق عادتش به گرمی از مسافرین استقبال و پذیرایی کرد، و دستور داد به آن ها لباس جدید داده و اسباب راحتی و استراحت فراهم کنند. پس از استرا حت آن ها نزد زن رفتند تا از رازهای موفقیت وی جویا شوند. زن نیز چون آن ها را مرید و مرشدی فرزانه یافت، پذیرفت و شرح حال خود این گونه بیان نمود:سال های بسیار پیش من شوهرم را از دست دادم و با چند فرزندم و تنها بزی که داشتیم زندگی سپری می کردیم. یک روز صبح دیدیم که بزمان مرده و دیگر هیچ نداریم. ابتدا بسیار اندوهگین شدیم ولی پس از مدتی مجبور شدیم برای گذران زندگی با فرزندانم هر کدام به کاری روی آوریم.ابتدا بسیار سخت بود ولی کم کم هر کدام از فرزندانم موفقیت هایی در کارشان کسب کردند.فرزند بزرگ ترم زمین زراعی مستعدی در آن نزدیکی یافت. فرزند دیگرم معدنی از فلزات گرانبها پیدا کرد ودیگری با قبایل اطراف شروع به داد و ستد نمود. پس از مدتی با آن ثروت شهری را بنا نهادیم و حال در کنار هم زندگی می کنیم.مرید که پی به راز مسئله برده بود از خوشحالی اشک در چشمانش حلقه زده بود....

نتیجه: هر یک از ما بزی داریم که اکتفا به آن مانع رشدمان است،و باید برای رسیدن به موفقیت و موقعیت بهتر آن را فدا کنیم

ارزش: 0.00 (0 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - نظر
مطالب جالب و سودمند : مشتری فقیر
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۸۹/۱۲/۲۳ ۱۸:۲۱:۱۸ (852 بار خوانده شده)

در اوزاکا، شیرینی‌سرای بسیار مشهوری بود. شهرت او به خاطر شیرینی‌های خوشمزه‌ای بود که می‌پخت. مشتری‌های بسیار ثروتمندی به این مغازه می‌آمدند، چون قیمت شیرینی‌ها بسیار گران بود. صاحب فروشگاه همیشه در همان عقب مغازه بود و هیچ وقت برای خوش‌آمد مشتری‌ها به این طرف نمی‌آمد. مهم نبود که مشتری چقدر ثروتمند است.

یک روز مرد فقیری با لباس‌های مندرس و موهای ژولیده وارد فروشگاه شد و عمداً نزدیک پیش‌خوان آمد. قبل از آن‌که مرد فقیر به پیشخوان برسد، صاحب فروشگاه از پشت مغازه بیرون پرید و فروشندگان را به کناری کشید و با تواضع فراوان به آن مرد فقیر خوش‌آمد گفت و با صبوری تمام منتظر شد تا آن مرد جیب‌هایش را بگردد تا پولی برای یک تکه شیرینی بیابد!

صاحب فروشگاه خیلی مؤدبانه شیرینی را در دست‌های مرد فقیر قرار داد و هنگامی که او فروشگاه را ترک می‌کرد، صاحب فروشگاه همچنان تعظیم می‌کرد.

وقتی مشتری فقیر رفت، فروشندگان نتوانستند مقاومت کنند و پرسیدند که در حالی که برای مشتری‌های ثروتمند از جای خود بلند نمی‌شوید، چرا برای مردی فقیر شخصاً به خدمت حاضر شدید.

صاحب مغازه در پاسخ گفت: مرد فقیر همه‌ی پولی را که داشت برای یک تکه شیرینی داد و واقعاً به ما افتخار داد. این شیرینی برای او واقعاً لذیذ بود. شیرینی ما به نظر ثروتمندان خوب است، اما نه آنقدر که برای مرد فقیر، خوب و باارزش است

ارزش: 10.00 (2 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - نظر
مطالب جالب و سودمند : سایتی فوق العاده برای مدیریت لینکها و سایتهای مورد علاقه
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۸۸/۲/۲۲ ۸:۱۲:۱۳ (1446 بار خوانده شده)

سایت delicious.com به طرز فوق العاده ای امکان مدیریت لینکها و سایتهای مورد علاقه شما را با استفاده از کلمات کلید و تگها فراهم می کند.
همچنین می توانید لینکها و سایتهای خود را با عموم و یا تعدادی از کاربران به اشتراک بگذارید.
حتما امتحان کنید برای من که بسیار مفید بود.

ارزش: 10.00 (1 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - ادامه | 932 کلمه در ادامه متن | نظر
مطالب جالب و سودمند : رزم رستم و ویروس رایانه ای
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۸۷/۷/۱۶ ۱۷:۲۶:۱۵ (1368 بار خوانده شده)

کنون رزم virus و رستم شنو

دگرها شنیدستی این هم شنو

ارزش: 9.00 (1 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - ادامه | 5839 کلمه در ادامه متن | نظر
مطالب جالب و سودمند : اگه شوهر شما یک بر نامه نویس باشه جه اتفاقی می افته
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۸۷/۷/۱۵ ۱۷:۲۰:۰۰ (1621 بار خوانده شده)

شوهر: سلام،من Log in کردم.


زن: لباسی رو که صبح بهت گفتم خریدی؟


شوهر: Bad command or File name.

ارزش: 9.00 (1 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - ادامه | 3152 کلمه در ادامه متن | نظر
مطالب جالب و سودمند : مدیران پروژه
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۸۶/۱۲/۲۲ ۱۶:۰۶:۰۷ (1607 بار خوانده شده)

پنج آدمخوار به عنوان برنامه نويس در يك شرکت خدمات کامپيوتري استخدام شدند .

هنگام مراسم خوشامدگويي رئيس شرکت گفت: "شما همه جزو تيم ما هستيد. شما

اينجا حقوق خوبي مي گيريد و ميتوانيد به غذاخوري شرکت رفته و هر مقدار غذا که

دوست داشتيد بخوريد. بنابراين فكر کارکنان ديگر را از سر خود بيرون کنيد.

ارزش: 5.00 (1 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - ادامه | 2459 کلمه در ادامه متن | نظر
مطالب جالب و سودمند : مهندسي و مدیريت
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۸۶/۱۱/۳۰ ۱۳:۵۴:۴۳ (1711 بار خوانده شده)

مردی که سوار بر بالن در حال حرکت بود ناگهان به یاد آورد قرار مهمّی دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردی که روی زمین بود پرسید:

"ببخشید آقا ؛ من قرار مهمّی دارم ، ممکنه به من بگویید کجا هستم تا ببینم به موقع به قرارم می رسم یا نه؟"

ارزش: 0.00 (0 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - ادامه | 2094 کلمه در ادامه متن | نظر
مطالب جالب و سودمند : داستان جالب چوپان و مشاور
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۸۶/۱۱/۱ ۲:۰۰:۰۰ (2663 بار خوانده شده)

چوپاني مشغول چراندن گله گوسفندان خود در يك مرغزار دورافتاده بود. ناگهان سروكله ي يك اتومبيل جديد كروكي از ميان گرد و غبار جادههاي خاكي پيدا ميشود. راننده ي آن اتومبيل كه يك مرد جوان با لباس Brioni ، كفشهاي Gucci ، عينك Ray-Ban و كراوات YSL بود، سرش را از پنجره اتومبيل بيرون آورد و پرسيد: اگر من به تو بگويم كه دقيقا چند راس گوسفند داري، يكي از آنها را به من خواهي داد؟

ارزش: 0.00 (0 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - ادامه | 6475 کلمه در ادامه متن | نظر
مطالب جالب و سودمند : الگوها چگونه شکل می گیرند....
 فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۸۶/۷/۱۷ ۱۶:۴۰:۰۰ (1877 بار خوانده شده)

پاورپوینت بسیار زیبا از اینکه الگوها چگونه شکل می گیرند و چگونه به انجام کاری عادت می کنیم .....
حتما ببینید.

ارزش: 0.00 (0 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - نظر
مطالب جالب و سودمند : داستان عقاب ...
 فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۸۶/۷/۱۷ ۱:۵۰:۰۰ (3021 بار خوانده شده)

عمر عقاب از همه پرندگان نوع خود درازتر است .
عقاب می تواند تا 70 سال زندگی کند
ولی برای این که به این سن برسد باید تصمیم دشواری بگیرد.
ادامه ماجرا را در فایل پاورپوینت زیبا ببینید .......



ارزش: 6.00 (4 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - نظر
مطالب جالب و سودمند : چگونه مي توان با استفاده از يک فشارسنج ارتفاع يک آسمان خراش را اندازه گرفت ؟
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۸۶/۶/۱۹ ۴:۵۵:۲۰ (1886 بار خوانده شده)

وضيح دهيد که چگونه مي توان با استفاده از يک فشارسنج ارتفاع يک آسمان خراش را اندازه گرفت ؟

سوال بالا يکي از سوالات امتحان فيزيک در دانشگاه کپنهاگ بود . يکي از دانشجويان چنين پاسخ داد :
به فشار سنج يك نخ بلند مي بنديم . سپس فشارسنج را از بالاي آسمان خراش طوري آويزان مي کنيم که سرش به زمين بخورد . ارتفاع ساختمان مورد نظر برابر با طول طناب به اضافهي طول فشارسنج خواهد بود .

پاسخ بالا چنان مسخره به نظر مي آمد که مصحح بدون تامل دانشجو را مردود اعلام کرد . ولي دانشجو اصرار داشت که پاسخ او کاملا درست است و درخواست تجديد نظر در نمره ي خود کرد . يکي از اساتيد دانشگاه به عنوان قاضي تعيين شد و قرار شد که تصميم نهايي را او بگيرد . نظر قاضي اين بود که پاسخ دانشجو در واقع درست است ، ولي نشانگر هيچ گونه دانشي نسبت به اصول علم فيزيک نيست . سپس تصميم گرفته شد که دانشجو احضار شود و در طي فرصتي شش دقيقه اي پاسخي شفاهي ارائه دهد که نشانگر حداقل آشنايي او با اصول علم فيزيک باشد .

دانشجو در پنج دقيقه ي اول ساکت نشسته بود و فکر مي کرد . قاضي به او يادآوري کرد که زمان تعيين شده در حال اتمام است . دانشجو گفت که چندين روش به ذهنش رسيده است ولي نمي تواند تصميم گيري کند که کدام يک بهترين مي باشد . قاضي به او گفت که عجله کند ، و دانشجو پاسخ داد :

روش اول اين است که فشارسنج را از بالاي آسمان خراش رها کنيم و مدت زماني که طول مي کشد به زمين برسد را اندازه گيري کنيم . ارتفاع ساختمان را مي توان با استفاده از اين مدت زمان و فرمولي که روي کاغذ نوشته ام محاسبه کرد . دانشجو بلافاصله افزود : ولي من اين روش را پيشنهاد نمي کنم، چون ممکن است فشارسنج خراب شود !

روش ديگر اين است که اگر خورشيد مي تابد ، طول فشارسنج را اندازه بگيريم ، سپس طول سايه ي فشارسنج را اندازه بگيريم ، و آنگاه طول سايه ي ساختمان را اندازه بگيريم . با استفاده از نتايج و يک نسبت هندسي ساده مي توان ارتفاع ساختمان را اندازه گيري کرد . رابطه ي اين روش را نيز روي کاغذ نوشته ام .

ولي اگر بخواهيم با روشي علمي تر ارتفاع ساختمان را اندازه بگيريم ، مي توانيم يک ريسمان کوتاه را به انتهاي فشارسنج ببنديم و آن را مانند آونگ ابتدا در سطح زمين و سپس در پشت بام آسمان خراش به نوسان درآوريم . سپس ارتفاع ساختمان را با استفاده از تفاضل نيروي گرانش دو سطح بدست آوريم . من رابطه هاي مربوط به اين روش را که بسيار طولاني و پيچيده مي باشند در اين کاغذ نوشته ام .

آها ! يک روش ديگر که چندان هم بد نيست : اگر آسمان خراش پله ي اضطراري داشته باشد ، مي توانيم با استفاده از فشارسنج سطح بيروني آن را علامت گذاري کرده و بالا برويم و سپس با استفاده از تعداد نشان ها و طول فشارسنج ارتفاع ساختمان را بدست بياوريم .

ولي اگر شما خيلي سرسختانه دوست داشته باشيد که از خواص مخصوص فشارسنج براي اندازه گيري ارتفاع استفاده کنيد، مي توانيد فشار هوا در بالاي ساختمان را اندازه گيري کنيد ، و سپس فشار هوا در سطح زمين را اندازه گيري کنيد ، سپس با استفاده از تفاضل فشارهاي حاصل ارتفاع ساختمان را بدست بياوريد .

ولي بدون شک بهترين راه اين مي باشد که در خانه ي سرايدار آسمان خراش را بزنيم و به او بگوييم که اگر دوست دارد صاحب اين فشارسنج خوشگل بشود ، مي تواند ارتفاع آسمان خراش را به ما بگويد تا فشارسنج را به او بدهيم !

دانشجويي که داستان او را خوانديد ، نيلز بور، فيزيکدان دانمارکي بود .

ارزش: 7.00 (1 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - ادامه | 5451 کلمه در ادامه متن | نظر
مطالب جالب و سودمند : فرهنگ اصطلاحات مهندسین در جلسات با کارفرما
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۸۶/۵/۲۷ ۴:۵۰:۰۰ (1585 بار خوانده شده)

- این بستگی دارد به ...... یعنی : جواب سوال شما را نمی دانم!

- پس از تحقیق و بررسی این موضوع را فهمیدم ....یعنی : این موضوع را بطور کاملاً تصادفی فهمیدم!

- طبق برنامه کار کاملاً انجام شده است ....یعنی : تنها 10 درصد کار انجام شده است!

- در این مورد طبق برنامه عمل خواهیم کرد..... یعنی : این مورد در برنامه ما دیده نشده است!

- پروژه بدلیل برخی مشکلات پیش بینی نشده کمی از برنامه ریزی عقب است .....یعنی تا الان روی پروژه دیگری کار می کردیم!

- طبق برنامه پیش بینی می کنیم ..... یعنی 90 درصد احتمال خطا هست!

- کل کوشش ما اینست که کارفرما راضی شود...... یعنی: ما آنقدر از زمانبندی عقب هستیم که هرچه به کارفرما بدهیم راضی می شود!

- تحویل پروژه برای فصل آخر سال آینده پیش بینی شده است...... یعنی : تا آن زمان فرصت داریم تاکسی را پیدا کنیم و تقصیر تاخیر در اجرای پروژه را به گردنش بیاندازیم!

- روی چند گزینه بطور همزمان در حال کار هستیم.....یعنی : هنوز تصمیم نگرفته ایم چه کار کنیم!

- بقیه نتایج در گزارشهای بعدی ارائه خواهد شد.... یعنی : بقیه را تا فشار نیاورید نخواهیم داد!

تهیه کرده ایم) تا تاخیرات را جبران کنیم..... یعنی : catch up - تصحیحاتی روی برنامه انجام داده ایم (یابرنامه ریزی ما تماماً اشتباه بوده و تقریباً کار را از اول شروع کرده ایم!

- ثابت شده است که..... یعنی : من اینطور فکر می کنم که ...!

- این صحبت شما تا اندازه ای صحیح است.... یعنی : از نظر من صحبت شما مطلقاً غلط است!

- حالا آماده ایم تا نظرات شما را بشنویم و در برنامه ریزی استفاده کنیم....یعنی: شما هرچه می خواهیدصحبت کنید که البته هیچ تاثیری در برنامه ریزی ما ندارد!

ارزش: 0.00 (0 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - نظر
مطالب جالب و سودمند : مهندسین چگونه کار می کنند !
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۸۶/۵/۲۷ ۴:۴۵:۱۶ (1439 بار خوانده شده)

- مهندسین الکترونیک کارهایشان را با " ظرفیت " بالا انجام می دهند.

- مهندسین برق کارهایشان را با " توان " بالا انجام می دهند.

- مهندسین شیمی کارهایشان را با کمترین "انرژی فعال سازی" انجام می دهند.

- مهندسین مکانیک کارهایشان را با " انرژی" کمتر و "بازدهی" بیشتر انجام می دهند.

- مهندسین عمران کارهایشان را با "مقاومت" بیشتر انجام می دهند.

- مهندسین کامپیوتر - نرم افزار کارهایشان را با "تکرار" بیشتر انجام می دهند.

- مهندسین کامپیوتر – سخت افزار کارهایشان را با "سازگاری" بیشتر انجام می دهند.

- مهندسین شهرسازی نیز کارهایشان را "چشم بسته" انجام می دهند.

ارزش: 0.00 (0 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - نظر
مطالب جالب و سودمند : لیوان را زمین بگذارید
 فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۸۶/۵/۲۵ ۱۷:۵۰:۰۰ (1937 بار خوانده شده)

لیوان را زمین بگذارید پاورپوینت جالبی است که دیدن آن را به شما توصیه می کنم.فایل آن رادریافت کنید.

ارزش: 8.00 (3 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - نظر
مطالب جالب و سودمند : یادداشتی از طرف خدا
 فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۸۶/۵/۲۱ ۱۶:۲۲:۳۳ (1992 بار خوانده شده)

یادداشتی از طرف خدا برای همه ما تا به یاد داشته باشیم که زندگی پیوسته جریان دارد و ما در جریان زندگی تنها نیستیم !!

ارزش: 6.00 (1 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - نظر
مطالب جالب و سودمند : روشن کردن آتش با استفاده از موبایل(تلفن همراه)!!!
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۸۶/۳/۳ ۴:۱۰:۰۰ (3108 بار خوانده شده)

روشن کردن آتش با استفاده از موبایل(تلفن همراه)!!! را حتما ببینید (بیچاره مغزمان)

ارزش: 7.00 (1 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - ادامه | 457 کلمه در ادامه متن | نظر
مطالب جالب و سودمند : پیدا کردن موقعیت جغرافیایی تلفن همراه با کمک ماهواره
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۸۶/۱/۳۰ ۴:۳۰:۰۰ (11026 بار خوانده شده)

اگر می خواهید محل فعلی خود یا دوستتان را با استفاده از شماره موبایل او بوسیله ماهواره و سیستم موقعیت جغرافیایی پیدا کنید از این سایت استفاده نمایید:http://www.sat-gps-locate.com

ارزش: 4.00 (8 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - نظر
(1) 2 »