ورود    
 + ثبت نام
کاربران روی خط
5 کاربر آن‌لاين است (1 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت اخبار)

عضو: 0
مهمان: 5

ادامه...
تبلیغات

(1) 2 3 4 ... 10 »
منتخب اشعار : پرده دیگر مزن جز پرده دلدار ما ...........آن هزاران یوسف شیرین، شیرین کار ما
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۹۰/۳/۱۴ ۱۵:۴۳:۴۲ (2291 بار خوانده شده)

پرده دیگر مزن جز پرده دلدار ما
آن هزاران یوسف شیرین، شیرین کار ما

یوسفان را مست کرد و پرده هاشان بردرید
غمزه خونی مست آن شه خمار ما
جان ما همچون سگان کوی او خون خوار شد
آفرین ها صد هزاران بر سگ خون خوار ما
در نوای عشق آن صد نوبهار سرمدی
صد هزاران بلبلان اندر گل و گلزار ما
دل چو زناری ز عشق آن مسیح عهد بست
لاجرم غیرت برد ایمان بر این زنار ما
آفتابی نی ز شرق و نی ز غرب از جان بتافت
ذره وار آمد به رقص از وی در و دیوار ما
چون مثال ذره ایم اندر پی آن آفتاب
رقص باشد همچو ذره روز و شب کردار ما
عاشقان عشق را بسیار یاری ها دهیم
چونک شمس الدین تبریزی کنون شد یار ما

ارزش: 0.00 (0 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - نظر
منتخب اشعار : دل من رای تو دارد سر سودای تو دارد ........ رخ فرسوده زردم غم صفرای تو دارد
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۹۰/۲/۱۸ ۱۶:۱۰:۰۰ (2548 بار خوانده شده)

دل من رای تو دارد سر سودای تو دارد

رخ فرسوده زردم غم صفرای تو دارد
سر من مست جمالت دل من دام

خیالت گهر دیده نثار کف دریای تو دارد
ز تو هر هدیه که بردم به خیال تو سپردم

که خیال شکرینت فر و سیمای تو دارد
غلطم گر چه خیالت به خیالات نماند

همه خوبی و ملاحت ز عطاهای تو دارد
گل صدبرگ به پیش تو فروریخت ز خجلت

که گمان برد که او هم رخ رعنای تو دارد
سر خود پیش فکنده چو گنه کار تو عرعر

که خطا کرد و گمان برد که بالای تو دارد
جگر و جان عزیزان چو رخ زهره فروزان

همه چون ماه گدازان که تمنای تو دارد
دل من تابه حلوا ز بر آتش سودا

اگر از شعله بسوزد نه که حلوای تو دارد
هله چون دوست به دستی همه جا جای نشستی

خنک آن بی‌خبری کو خبر از جای تو دارد
اگرم در نگشایی ز ره بام درآیم

که زهی جان لطیفی که تماشای تو دارد
به دو صد بام برآیم به دو صد دام درآیم
چه کنم آهوی جانم سر صحرای تو دارد
خمش ای عاشق مجنون بمگو شعر و بخور خون

که جهان ذره به ذره غم غوغای تو دارد
سوی تبریز شو ای دل بر شمس الحق مفضل

چو خیالش به تو آید که تقاضای تو دارد

 

((غزلیات شمس تبریزی))

ارزش: 0.00 (0 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - نظر
منتخب اشعار : از بهر خدا بنگر در روی چو زر جانا ............هر جا که روی ما را با خویش ببر جانا
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۹۰/۲/۱۵ ۱۲:۱۵:۰۱ (1703 بار خوانده شده)

از بهر خدا بنگر در روی چو زر جانا

هر جا که روی ما را با خویش ببر جانا
چون در دل ما آیی تو دامن خود برکش

تا جامه نیالایی از خون جگر جانا
ای ماه برآ آخر بر کوری مه رویان

ابری سیه اندرکش در روی قمر جانا
زان روز که زادی تو ای لب شکر از مادر

آوه که چه کاسد شد بازار شکر جانا
گفتی که سلام علیک بگرفت همه عالم

دل سجده درافتاده جان بسته کمر جانا
چون شمع بدم سوزان هر شب به سحر کشته

امروز بنشناسم شب را ز سحر جانا
شمس الحق تبریزی شاهنشه خون ریزی

ای بحر کمربسته پیش تو گهر جانا

((غزلیات شمس تبریزی))

ارزش: 0.00 (0 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - نظر
سخن بزرگان : عشق ، دوست داشتن و بهانه
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۹۰/۲/۹ ۵:۲۰:۰۰ (2174 بار خوانده شده)

مگذار كه عشق ، به عادتِ دوست داشتن تبديل شود !

مگذار كه حتي آب دادنِ گلهاي باغچه ، به عادتِ آب دادنِ گلهاي باغچه بدل شود !

عشق ، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتنِ ديگري نيست ، پيوسته نو كردنِ خواستني ست كه خود پيوسته ، خواهانِ نو شدن است و ديگرگون شدن.

تازگي ، ذاتِ عشق است و طراوت ، بافتِ عشق . چگونه مي شود تازگي و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند ؟

عشق، تن به فراموشي نمي سپارد ، مگر يك بار براي هميشه .

جامِ بلور ، تنها يك بار مي شكند . ميتوان شكسته اش را ، تكه هايش را ، نگه داشت . اما شكسته هاي جام ،آن تكه هاي تيزِ برَنده ، ديگر جام نيست .

احتياط بايد كرد . همه چيز كهنه ميشود و اگر كمي كوتاهي كنيم ، عشق نيز .

بهانه ها جاي حسِ عاشقانه را خوب مي گيرند......................

 

از كتاب "يك عاشقانه آرام" اثر نادر ابراهيمي

ارزش: 7.00 (1 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - نظر
سخن بزرگان : چگونه بودن : آنچنان که خودم میخواهم یا آنچنان کع تو میخواهی؟
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۹۰/۲/۱ ۵:۱۰:۰۰ (1534 بار خوانده شده)

من نباید چیزی باشم که تو میخواهی من را خودم از خودم ساخته ام منی که من از خود ساخته ام آمال من است تویی که تو از من میسازی آرزوهایت و یا کمبود هایت هستند ومن متعهد نیستم که چیزی

باشم که تو میخواهی 

 

((گاندی))

ارزش: 10.00 (1 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - نظر
فناوری اطلاعات و برنامه نویسی : اولین پرینتر سه بعدی جهان
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۹۰/۱/۲۸ ۵:۱۹:۲۷ (1841 بار خوانده شده)

اولین پرینتر سه بعدی به صورت تجاری توسط شرکت سولیدو عرضه شده است. برای اطلاعات بیشتر به سایت سولیدو و فیلم زیر مراجعه نمایید.

 

ارزش: 0.00 (0 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - نظر
مطالب جالب و سودمند : شاد بودن، تنها انتقامی است که میتوان از زندگی گرفت
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۹۰/۱/۲۸ ۵:۰۹:۰۹ (2366 بار خوانده شده)

دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت . دندان هایی نامتناسب با گونه هایش ،موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره . روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد ، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند . نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت .او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید :

 

میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟

یک دفعه کلاس از خنده ترکید ...

بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند . اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای درمیان همه و از جمله من پیدا کند :

اما بر عکس من ، تو بسیار زیبا و جذاب هستی .

او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند .

او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود . به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و ... . به یکی از دبیران ، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود . آری ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد . مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز دنیا ! و حق هم داشت . آشپزی خواهرم حرف نداشت و من از این تعجب کرده بودم که او توی هفته اول چگونه این را فهمیده بود .

سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و  بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم .

5 سال پیش وقتی برای خواستگاری اش رفتم ، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش میدانستم و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت :

 

برای دیدن جذابیت یک چیز ، باید قبل از آن جذاب بود !

در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم . دخترم بسیار زیبا ست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند

روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست ؟

همسرم جواب داد :

من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم .

 

و مادرم روز بعد نیمی از دارایی خانواده را به ما بخشید . شاد بودن، تنها انتقامی است که میتوان از زندگی گرفت

 

آیا می دانید این داستان از کیست ؟

ارنستو چه گوارا

ارزش: 9.00 (7 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - نظر
سخن بزرگان : چهار راه پول خرج کردن
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۹۰/۱/۲۸ ۵:۰۴:۵۷ (1665 بار خوانده شده)

می توانیم پول خودمان را برای خودمان خرج کنیم . در این حالت پول را با وسواس خرج می کنیم تا هزینه حداقل و منفعت حداکثر شود.
· میتوانیم پول خودمان را برای دیگری خرج کنیم. مثلا یک هدیه تولد بخریم . در این صورت خیلی به محتوای هدیه کاری نداریم , اما به قیمتش توجه داریم.
· می توانیم پول دیگران را خرج خودمان کنیم. در این صورت من خودم را یک نهار خوب مهمان می کنم!

 و در نهایت می توانیم پول دیگری را برای دیگری خرج کنیم. اگر چنین شود نه دل نگران پولی هستیم که خرج می شود و نه نگران چیزی که کسب می شود، این حالت آخر دولت است 

 

فریدمن

ارزش: 0.00 (0 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - نظر
منتخب اشعار : لطف تو از حد برون حسن تویی منتهاست ................. نیش تو نوش روان درد تو درمان ماست
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۹۰/۱/۲۸ ۵:۰۰:۱۱ (1520 بار خوانده شده)

لطف تو از حد برون حسن تویی منتهاست
نیش تو نوش روان درد تو درمان ماست
عشق تو بر تخت دل حاکم کشور گشای
مهر تو بر ملک جان والی فرمانرواست
پرتو رخسار تو مایهٔ مهر منیر
چهرهٔ پرچین تو جادوی معجز نماست
نرگس فتان تو لعبت مردم فریب
غمزهٔ غماز تو جادوی معجز نماست
از تو همه سرکشی وز طرف ما هنوز
روی امل بر زمین دست طمع بر دعاست
گر کشدت ای عبید سر بنه و دم مزن
 

عادت خوبان ستم چارهٔ عاشق رضاست

((عبید زاکانی))

ارزش: 0.00 (0 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - نظر
فناوری اطلاعات و برنامه نویسی : اتومبیل بدون راننده گوگل
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۹۰/۱/۱۹ ۴:۲۷:۵۹ (1511 بار خوانده شده)

بازهم دود از کنده گوگل بلند شد و اتومبیل بودن راننده آن با بیش از 250 هزار کیلومتر رانندگی آزمایشی در کالیفرنیا سربلند از کار در آمد.

باید منتظر نصب این سیستم روی پراید و انواع پژوهای ساخت داخل ماند!!!

 

 



ارزش: 0.00 (0 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - نظر
منتخب اشعار : دیدم سحر آن شاه را بر شاهراه هل اتی ..............در خواب غفلت بی خبر زو بوالعلی و بوالعلا
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۹۰/۱/۱۸ ۸:۲۰:۰۰ (1931 بار خوانده شده)

دیدم سحر آن شاه را بر شاهراه هل اتی

در خواب غفلت بی خبر زو بوالعلی و بوالعلا

زان می که در سر داشتم من ساغری برداشتم

در پیش او می داشتم گفتم که ای شاه الصلا

گفتا چیست این ای فلان گفتم که خون عاشقان

جوشیده و صافی چو جان بر آتش عشق و ولا

گفتا چو تو نوشیده ای در دیگ جان جوشیده ای

از جان و دل نوشش کنم ای باغ اسرار خدا

آن دلبر سرمست من بستد قدح از دست من

اندرکشیدش همچو جان کان بود جان را جان فزا

از جان گذشته صد درج هم در طرب هم در فرج

می کرد اشارت آسمان کای چشم بد دور از شما

 

((غزلیات شمس تبریزی))

ارزش: 0.00 (0 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - نظر
منتخب اشعار : ای باد بی آرام ما با گل بگو پیغام ما ............. کای گل گریز اندر شکر چون گشتی از گلشن جدا
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۹۰/۱/۱۶ ۸:۰۷:۱۶ (1892 بار خوانده شده)

ای باد بی آرام ما با گل بگو پیغام ما

کای گل گریز اندر شکر چون گشتی از گلشن جدا

ای گل ز اصل شکری تو با شکر لایقتری

شکر خوش و گل هم خوش و از هر دو شیرینتر وفا

رخ بر رخ شکر بنه لذت بگیر و بو بده

در دولت شکر بجه از تلخی جور فنا

اکنون که گشتی گلشکر قوت دلی نور نظر

از گل برآ بر دل گذر آن از کجا این از کجا

با خار بودی همنشین چون عقل با جانی قرین

بر آسمان رو از زمین منزل به منزل تا لقا

در سر خلقان می روی در راه پنهان می روی

بستان به بستان می روی آن جا که خیزد نقش ها

ای گل تو مرغ نادری برعکس مرغان می پری

کامد پیامت زان سری پرها بنه بی پر بیا

ای گل تو این ها دیده ای زان بر جهان خندیده ای

زان جامه ها بدریده ای ای کربز لعلین قبا

گل های پار از آسمان نعره زنان در گلستان

کای هر که خواهد نردبان تا جان سپارد در بلا

هین از ترشح زین طبق بگذر تو بی ره چون عرق

از شیشه گلابگر چون روح از آن جام سما

ای مقبل و میمون شما با چهره گلگون شما

بودیم ما همچون شما ما روح گشتیم الصلا

از گلشکر مقصود ما لطف حقست و بود ما

ای بود ما آهن صفت وی لطف حق آهن ربا

آهن خرد آیینه گر بر وی نهد زخم شرر

ما را نمی خواهد مگر خواهم شما را بی شما

هان ای دل مشکین سخن پایان ندارد این سخن

با کس نیارم گفت من آن ها که می گویی مرا

ای شمس تبریزی بگو سر شهان شاه خو

بی حرف و صوت و رنگ و بو بی شمس کی تابد ضیا

((غزلیات شمس تبریزی))

ارزش: 8.00 (1 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - نظر
منتخب اشعار : تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۹۰/۱/۹ ۱۰:۵۱:۴۶ (4812 بار خوانده شده)

 

تو به من خنديدي
و نمي دانستي من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز،
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت
((حمید مصدق))

من به تو خنديدم
چون كه مي دانستم
تو به چه دلهره از باغچه ي همسايه سيب را دزديدي
پدرم از پي تو تند دويد
و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه پدر پير من است
من به تو خنديدم تا كه با خنده خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو ليك لرزه انداخت به دستان من و سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك
دل من گفت: برو چون نمي خواست به خاطر بسپارد گريه تلخ تو را
و من رفتم و هنوز سالهاست كه در ذهن من آرام آرام حيرت و بغض تو تكرار كنان مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت
((فروغ فرخ زاد))

دخترک خنديد و پسرک ماتش برد !
که به چه دلهره از باغچه ي همسايه، سيب را دزديده
باغبان از پي او تند دويد
به خيالش مي خواست، حرمت باغچه و دختر کم سالش را از پسر پس گيرد !
غضب آلود به او غيظي کرد !
اين وسط من بودم، سيب دندان زده اي که روي خاک افتادم
من که پيغمبر عشقي معصوم،
بين دستان پر از دلهره ي يک عاشق و لب و دندان ِ تشنه ي کشف و پر از پرسش دختر بودم
و به خاک افتادم چون رسولي ناکام !
هر دو را بغض ربود...
دخترک رفت ولي زير لب اين را مي گفت: " او يقيناً پي معشوق خودش مي آيد ! "
پسرک ماند ولي روي لبش زمزمه بود: " مطمئناً که پشيمان شده بر مي گردد!"
سالهاست که پوسيده ام آرام آرام !
عشق قرباني مظلوم غرور است هنوز !
جسم من تجزيه شد ساده ولي ذرّاتم،
همه انديشه کنان غرق در اين پندارند: اين جدايي به خدا رابطه با سيب نداشت
((جواد نوروزی))

 

 

ارزش: 10.00 (2 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - نظر
منتخب اشعار : آنچنان کز رفتن گل خار می‌ماند به جا ........ از جوانی حسرت بسیار می‌ماند به جا
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۹۰/۱/۹ ۱۰:۵۰:۰۰ (2376 بار خوانده شده)

آنچنان کز رفتن گل خار می‌ماند به جا

از جوانی حسرت بسیار می‌ماند به جا

آه افسوس و سرشک گرم و داغ حسرت است

آنچه از عمر سبک‌رفتار می‌ماند به جا

کامجویی غیر ناکامی ندارد حاصلی

در کف گلچین ز گلشن، خار می‌ماند به جا

جسم خاکی مانع عمر سبک‌رفتار نیست

پیش این سیلاب، کی دیوار می‌ماند به جا؟

هیچ کار از سعی ما چون کوهکن صورت نبست

وقت آن کس خوش کزو آثار می‌ماند به جا

زنگ افسوسی به دست خواجه هنگام رحیل

از شمار درهم و دینار می‌ماند به جا

نیست از کردار ما بی‌حاصلان را بهره‌ای

چون قلم از ما همین گفتار می‌ماند به جا

عیش شیرین را بود در چاشنی صد چشم شور

برگ صائب بیشتر از بار می‌ماند به جا

((صائب تبریزی))

ارزش: 9.00 (2 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - نظر
سخن بزرگان : تغییر
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۹۰/۱/۸ ۸:۲۸:۰۷ (1571 بار خوانده شده)

براي پرواز به آسمانها، منتظر نمان که عقابي نيرومند بيايد و از زمينت برگيرد و در آسمانهايت پرواز دهد. بکوش تا پر پرواز به بازوانت جوانه زند و برويد و بکوش تا اينهمه گوشت و پيه و استخوان سنگين را که چنين به زمين وفادارت کرده است، سبک کني و از خويش بزدايي، آنگاه به جاي خزيدن، خواهي پريد. در پرنده شدن خويش بکوش و اين يعني بيرون آمدن از زندانهاي اسارت .((دکتر علی شریعتی))

ارزش: 10.00 (1 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - ادامه | 3357 کلمه در ادامه متن | نظر
منتخب اشعار : ای عاشقان ای عاشقان آمد گه وصل و لقا ......... از آسمان آمد ندا کای ماه رویان الصلا
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۹۰/۱/۷ ۹:۲۲:۴۵ (2147 بار خوانده شده)

ای عاشقان ای عاشقان آمد گه وصل و لقا

از آسمان آمد ندا کای ماه رویان الصلا

ای سرخوشان ای سرخوشان آمد طرب دامن کشان

بگرفته ما زنجیر او بگرفته او دامان ما

آمد شراب آتشین ای دیو غم کنجی نشین

ای جان مرگ اندیش رو ای ساقی باقی درآ

ای هفت گردون مست تو ما مهره ای در دست تو

ای هست ما از هست تو در صد هزاران مرحبا

ای مطرب شیرین نفس هر لحظه می جنبان جرس

ای عیش زین نه بر فرس بر جان ما زن ای صبا

ای بانگ نای خوش سمر در بانگ تو طعم شکر

آید مرا شام و سحر از بانگ تو بوی وفا

بار دگر آغاز کن آن پرده ها را ساز کن

بر جمله خوبان ناز کن ای آفتاب خوش لقا

خاموش کن پرده مدر سغراق خاموشان بخور

ستار شو ستار شو خو گیر از حلم خدا

(( شمس تبریزی))

ارزش: 0.00 (0 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - نظر
منتخب اشعار : مست تمام آمده است بر در من نیم شب .............. آن بت خورشید روی و آن مه یاقوت لب
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۹۰/۱/۵ ۱۰:۳۰:۰۰ (1994 بار خوانده شده)

مست تمام آمده است بر در من نیم شب

آن بت خورشید روی و آن مه یاقوت لب

کوفت به آواز نرم حلقه‌ی در کای غلام

گفتم کاین وقت کیست بر در ما ای عجب

گفت منم آشنا گرچه نخواهی صداع

گفت منم میهمان گرچه نکردی طلب

او چو در آمد ز در بانگ برآمد ز من

کانیت شکاری شگرف وینت شبی بوالعجب

کردم برجان رقم شکر شب و مدح می

کامدن دوست را بود ز هر دو سبب

گرنه شبستی رخش کی شودی بی‌نقاب

ورنه میستی سرش کی شودی پر شغب

گفتم اگرچه مرا توبه درست است لیک

درشکنم طرف شب با تو به شکر طرب

گفتم کز بهر خرج هدیه پذیرد ز من

عارض سیمین تو این رخ زرین سلب

گفت که خاقانیا روی تو زرفام نیست

گفتم معذور دار زر ننماید به شب

((خاقانی ))

ارزش: 0.00 (0 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - نظر
فناوری اطلاعات و برنامه نویسی : آندرس اینمان: تجسم انفجار اطلاعات پزشکی
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۹۰/۱/۵ ۴:۴۱:۰۵ (1549 بار خوانده شده)

امروزه اسکن های پزشکی در عرض تنها چند ثانیه هزاران تصویر و ترابایت ها اطلاعات تولید می کنند، ولی پزشکان چگونه این اطلاعات را تجزیه کرده و تصمیم می گیرند کدامینشان مفید است؟ در TEDxGöteborg متخصص تجسم علمی، آندرس اینمان ابزارهای جدید و پیچیده ای - مانند کالبدشکافی مجازی- برای آنالیز این حجم عظیم اطلاعات به ما نشان خواهد داد و همچنین نگاهی اجمالی بر تعدادی از تکنولوژی های به نظر علمی -تخیلیِ پزشکی که اکنون در حال پیشرفتند خواهد داشت. این سخنرانی‌ حاوی تصاویری گرافیک از اطلاعات پزشکی است.

ارزش: 9.00 (2 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - ادامه | 2697 کلمه در ادامه متن | نظر
مطالب جالب و سودمند : فرهنگ واژگان اصفهانی به انگلیسی
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۹۰/۱/۳ ۹:۵۶:۲۲ (2642 بار خوانده شده)

:Esfahan – English Dictionary

Take :Besoon

Stand up : Vakhi

How much? : Chaghaze

Did you take? : Essedi

Just now : Jakh taaze

Waht is wrong with you? : Hoy Chedes

Crow : Ghelaghe

Fish : Maay

Collect : Zaft, Varchin

.Round : Gombeli, Gerdali

.Ugly : Akele, Eikbiri

.Lizard : Marmali

.Like this : Hanchini, Ei rangi

.Unacceptable : Nekbeti

.Wood : Choogh

.Chicken : Choori

.Rivulet : Madi

.scrappy=velo vadera,pare pore

.old=var cholozide
.hurt=sok var kardan
.harry up=jald bash

ارزش: 9.00 (2 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - نظر
مطالب جالب و سودمند : قدرت بخشش
فرستنده فرهاد ابطحی در تاريخ ۱۳۸۹/۱۲/۲۷ ۱۹:۱۰:۰۰ (1723 بار خوانده شده)

بانوى خردمندى در كوهستان سفر مى كرد كه سنگ گران قیمتى را در جوى آبى پیدا كرد. روز بعد به مسافرى رسید كه گرسنه بود.
بانوى خردمند كیفش را باز كرد تا در غذایش با مسافر شریك شود. مسافر گرسنه، سنگ قیمتى را در كیف بانوى خردمند دید، از آن خوشش آمد و از او خواست كه آن سنگ را به او بدهد.زن خردمند هم بى درنگ، سنگ را به او داد.
مسافر بسیار شادمان شد و از این كه شانس به او روى كرده بود، از خوشحالى سر از پا نمى شناخت. او مى دانست كه جواهر به قدرى با ارزش است كه تا آخر عمر، مى تواند راحت زندگى كند، ولى چند روز بعد، مرد مسافر به راه افتاد تا هرچه زودتر، بانوى خردمند را پیدا كند.
بالاخره هنگامى كه او را یافت، سنگ را پس داد و گفت:خیلى فكر كردم. مى دانم این سنگ چقدر با ارزش است، اما آن را به تو پس مى دهم با این امید كه چیزى ارزشمندتر از آن به من بدهى. اگر مى توانى، آن محبتى را به من بده كه به تو قدرت داد این سنگ را به من ببخشى

ارزش: 4.00 (1 رای) - ارزش‌گذاری این خبر - نظر
(1) 2 3 4 ... 10 »